قدیمی 17-01-2011, 02:44 PM   #1
(کاربر طلایی)
 
roya آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 972   (نمایش پست ها)
تشکر: 14
65 بار در 56 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Angel کار والدین و تاثیر آن بر فرزندان




اشتغال زوجین و آثار و پیامدهای آن بر فرزندان


خانواده بهترین مأمن و شایسته ترین كانون برای تربیت فرزندان است و والدین اولین مربیان این مدرسه بزرگ تربیتی‌اند.اما در عصر حاضر، خانواده با دو رویكرد مخاطره آمیز و متفاوت روبه‌روست كه در هر دوی آنها خودنگری، مصلحت خانواده و فرانگری را فدا نموده، و این كانون انس و الفت و مودّت و رحمت را به سراشیبی سقوط نزدیك ساخته است.

● مقدّمه

بدون تردید خانواده بهترین مأمن و شایسته ترین كانون برای تربیت فرزندان است و والدین اولین مربیان این مدرسه بزرگ تربیتی اند. زوجین در سایه همدلی و ایمان می توانند بستر مناسبی برای رشد و شكوفایی فرزندان خود فراهم كنند و در پناه كانون گرم و پر محبت خانواده تمامی فراز و نشیب های زندگی را برای عبور فرزندان خود هموار سازند و آن ها را از گذرگاه های دشوار زندگی به سوی رشد و تعالی رهنمون گردند. اما در عصر حاضر، خانواده با دو رویكرد مخاطره آمیز و متفاوت روبه روست كه در هر دوی آنها خودنگری، مصلحت خانواده و فرانگری را فدا نموده، و این كانون انس و الفت و مودّت و رحمت را به سراشیبی سقوط نزدیك ساخته است. این دو رویكرد عبارتند از:

۱) رویكرد نوینی كه به نام تمدّن و مدرنیته، خانواده را می بلعد و با نگرش برون دینی بر پایه فرهنگ اومانیستی و ایده آلیستی، بشریت را در معرض تهدید قرار می دهد.
۲) رویكردی كه برخاسته از سنّت های غلط و آمیخته با خرافه و جهل و یا تعصب است.

برای خلاصی از افراط گری نوع اول و تفریط گرایش دوم، سلامت و استحكام خانواده راه سومی را می طلبد كه همان راه تعادل و میانه گزینی احسن است.

از آن رو كه در حال حاضر رویكرد اول به عنوان یك فرهنگ غالب بر نظام خانواده سایه افكنده است، در این نوشتار به بررسی آن می پردازیم. محصول رویكرد اول به خانواده باعث بروز یك سلسله تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در دهه های اخیر شده، كه این تحولات به نوبه خود موجب تغییراتی اساسی در ساختار و نحوه عملكرد خانواده گردیده است.

یكی از مهم ترین تغییرات، حضور گسترده زنان در عرصه های اقتصادی است; یعنی اشتغال زنان در خارج از محیط خانه، آن هم در ساعاتی معین و انعطاف ناپذیر. البته حضور زنان محدود به فعالیت های اقتصادی نمی شود، بلكه در سایر حوزه های فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی نیز مشاهده می گردد. یكی از پیامدهای این تحولات در خانواده، اشتغال زنان در كنار مردان در خارج از محیط خانه می باشد.

گرچه اشتغال زنان موضوع جدیدی نیست و نقش زنان در فعالیت های اقتصادی و در سایر عرصه ها قدمتی دیرینه دارد; و شاید قدمتی به اندازه عمر بشر. در گذشته زنان در ساعاتی انعطاف پذیر در مزارع، دامداری ها و یا انجام كارهای دستی مثل بافندگی، ریسندگی و خیاطی كار می كردند و بخشی از بار اقتصادی خانواده را به دوش می كشیدند، اما در دنیای معاصر اشتغال زنان مفهومی جدید پیدا كرده و شامل فعالیت های اقتصادی در ساعات معین، آن هم در خارج از محیط خانه، یعنی كاركردن در كارخانه ها و ادارات، می باشد. این دگرگونی در نوع فعالیت زنان بیشتر محصول جهان صنعتی معاصر است. به طور قطع، حضور زنان برای ساعاتی معین و به صورت مستمر در بیرون از محیط خانه، ساختار و نوع عملكرد خانواده را دستخوش تغییر قرار داده است.
اكنون این سؤال مطرح می شود كه اشتغال زوجین چه آثار و پیامدهایی برای خانواده، به ویژه فرزندان دارد؟

برای پاسخ به این سؤال ابتدا لازم است نهاد خانواده به عنوان یك نظام پیچیده ترسیم شود، سپس جایگاه و حقوق فرزندان و نیازهای آن ها در مراحل تحول بیان گردد، آنگاه نقش والدین و مسئولیت آنها در تأمین نیازهای فرزندان تبیین شود، و در پایان، تحقیقات مربوط به اشتغال زنان و آثار و پیامدهای آن بر فرزندان، مورد بررسی قرار گیرد. اما پیش از پرداختن به موضوعات مزبور، به علل گرایش روز افزون زنان به اشتغال اشاره می نماییم.


● عوامل مؤثر بر گرایش زنان به اشتغال


شاید اولین سؤال اینجا درباره علت گرایش شدید زنان به اشتغال باشد. در پاسخ به این سؤال غالباً پاسخ هایی داده می شود همچون: كمك به اقتصاد خانواده، عزتمندی اجتماعی، اثبات قابلیت های زنان در عرصه های اجتماعی، استقلال مالكیت، فرار از تنهایی ناشی از تجرد یا زمان فراغت، به دست آوردن پشتوانه ای برای ایام پیری، ضرورت حضور در عرصه های زنان از جمله معلمی مدارس دخترانه و مامایی.


گرچه این پاسخ ها فی الجمله گرایش زنان را به حضور فعال در كارهای اقتصادی توجیه می كنند، اما عوامل دیگری در كارند كه بیشتر به دولت ها و نظام های مسلط جهانی مربوط می شوند كه در جای خود باید مورد بحث قرار گیرند. در اینجا به اجمال به برخی از این انگیزه ها اشاره می شود:

۱) كنترل جمعیت: دولت ها راه های گوناگونی را برای كنترل جمعیت توصیه می كردند اما هیچ گاه با موفقیت همراه نبود. برای این كار به طرح شعارهایی همچون آزادی زنان و شركت فعال آنها در فعالیت های اقتصادی پرداختند تا از این راه زنان را از قید خانه داری و مادری آزاد سازند و در نتیجه، میل آنها را به فرزندآوری كاهش دهند.

۲) سلب مسئولیت از مردان در تأمین هزینه های خانواده نیز راه حلی است كه زنان را ناگزیر از روی آوردن به بازار كار می كند و در نتیجه، به كاهش جمعیت منجر می شود و این پدیده، برخی از كشورهای توسعه یافته از جمله كشورهای اروپایی را با رشد منفی جمعیت و پیری جمعیت مواجه كرده است.

۳) حفظ حیات نظام سرمایه داری: نظام سرمایه داری یكی از راه های تجاری خود را توسعه در مصرف می داند. بدیهی است كه لازمه مصرف زیاد، داشتن درآمد كافی است. تشویق زنان به حضور فعال در عرصه های اقتصادی در واقع، از الگوهای نظام سرمایه داری به منظور تحصیل درآمد و لاجرم مصرف بیشتر است.

۴) افزایش زنان تحصیل كرده و تغییر نظام ارزشی، مطالبات آنان را برای حضور در صحنه های اقتصادی افزایش می دهد.

۵) علاقه دولت ها به تسریع در دستیابی به شاخص های توسعه سبب شده است كه از تمامی امكانات موجود از جمله پتانسیل زنان به عنوان نیمی از قوای فعال جامعه استفاده كنند،۳ اما لازم است بررسی شود كه خانواده به عنوان نخستین كانون تربیت فرزندان، در چنین شرایطی با چه چالش هایی مواجه خواهد شد.


● خانواده نخستین كانون تربیت


خانواده اولین پایگاه تربیتی كودك است و زن و شوهر با ازدواج، این نهاد مهم تربیتی را تشكیل می دهند. هارلوك خانواده را یك نظام متعامل و پیچیده تعریف می كند.۴ هر چه بر تعداد اعضای خانواده اضافه می شود این نظام پیچیده تر می گردد; زیرا هر فردی كه به خانواده اضافه می شود با سایر اعضا یك رابطه تعاملی برقرار می كند. شكل زیر این روابط تعاملی را نشان می دهد.

اگر خانواده فقط از زن وشوهر تشكیل شود، تنها یك رابطه تعاملی وجود دارد. با اضافه شدن یك فرزند به آن، این رابطه خطی به سه رابطه تبدیل می شود و اگر دو فرزند به خانواده اضافه شوند، رابطه تعاملی بین اعضای خانواده به شش رابطه ارتقا پیدا می كند و هر چه بر تعداد اعضای خانواده افزوده شود، روابط تعاملی بین اعضا خانواده به صورت تصاعد هندسی افزایش می یابد.

ـ پدر مادر
ـ پدر
ـ شوهر زن
ـ فرزند اول فرزند دوم
ـ فرزند مادر

همان گونه كه در نمودار مشاهده می شود روابط كودك در خانواده با سایر اعضا یك شبكه پیچیده تعاملی و در هم تنیده ای را به وجود می آورد. به طور مسلّم این روابط و كنش های متقابل در شكل گیری شخصیت كودك اثر می گذارد و حضور والدین در خانه یا عدم حضور آنها برای ساعاتی طولانی آن هم به طور مستمر، تغییراتی را در ساختار و عملكرد خانواده به وجود می آورد. همچنین نحوه تعامل والدین با یكدیگر نیز مستلزم پیامدهایی است كه فرزندان از آن متأثر می شوند.


● نقش والدین در تربیت فرزندان


اگر خانواده را اولین كانون تربیتی بدانیم، بدون شك والدین اولین مربیان و معلمان این كانون مهم محسوب می شوند. در این میان، نقش مادر از اهمیت بیشتری برخوردار است; زیرا میزان تأثیرگذاری او از زمان انعقاد نطفه آغاز می گردد و در دوران بارداری این تأثیرگذاری فزون تر نیز می گردد. در هر حال، والدین می توانند برای كودك خود نقش بهترین معلم و الگو را بر عهده داشته باشند. كودك از والدین خود، ویژگی های اخلاقی، عقیدتی، شخصیتی و سایر گرایش ها و نگرش ها را می آموزد و در این زمینه از آنان تقلید می كند. قضاوت های مردم در خصوص، رفتارهای گوناگون كودك كه آنها را به حساب پدر و مادر كودك می گذارند، حاكی از واقعیتی است كه از مطالعات فراوان به دست آمده است.


مطالعات كال دول و همكارانش نیز درباره شكل گیری هوش در جریان تأثیر محیط خانواده نشان می دهد كه كودكان باهوش تر معمولا كسانی هستند كه در خانواده های صمیمی رشد كرده و از امكانات تربیتی و فرهنگی بیشتری برخوردار باشند.

آیات و روایات بسیاری نیز بر نقش والدین تأكید میورزند و این نشان می دهد كه مسئولیت خانواده و پدر و مادر تنها تأمین غذا و لباس و بهداشت فرزندان نیست، بلكه باید به همه ابعاد وجودی فرزندان در مراحل گوناگون تحول اهتمام داشته باشند و مهم تر از همه، آنان را بر فطرت توحیدی و الهی، تربیت كنند و بر رفتار، گفتار، عبادت، آموزش، تفریح و ورزش كودكانشان و نیز دوستان آنان نظارت كامل داشته باشند.

قرآن كریم ازدواج و تشكیل خانواده را موجب مهر و الفت و محبت بین زن و مرد می داند. در روایات نیز توصیه های فراوانی برای تربیت صحیح فرزندان به والدین شده است كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می كنیم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)فرمودند: «فرزندان خود را مورد محبت قرار دهید و با آنها مهربان باشید»; نسبت به فرزندان خود تقوای الهی را مراعات كنید و برخورد عادلانه با آنها داشته باشید; با كودكان خود بازی كنید و برخوردی كودكانه با آنها داشته باشید به آنها احترام بگذارید و آداب نیكو را به آنها آموزش دهید.

توجه والدین به كودكان موجب رشد و شادابی و صلاح آنان می شود، و آنان را از دام هایی كه شیاطین در پیش رویشان گسترده اند، نجات می دهد. عدم توجه و رها كردن فرزندان موجب افسردگی، غلتیدن در منجلاب گناه، همنشینی با دوستان بد، و در نهایت، نابودی آنها می شود. شوقی شاعر می گوید:

لیس الیتیم من انتهی ابواه من *** هم الحیاه و خلفاه ذلیلا
ان الیتیم هو الذی تلقی له *** اُمّاً تخلت او اَباً مشغولا
یتیم آن نیست كه پدر و مادرش دیده از جهان فرو بسته و او را تنها گذاشته اند، بلكه آن كودكی یتیم است كه مادرش از پدرش جدا شده و یا پدری دارد كه سخت گرفتار كارهای خویش است.

بنابراین، كودكان علاوه بر غذا و پوشاك و بهداشت، آرامش، مهربانی، محبت و صمیمت والدین را طلب می كنند و پدر و مادر باید به همه این نیازها پاسخ دهند تا فرزندانی سالم، دارای اعتماد به نفس، كارآمد، اجتماعی، صالح و مؤمن داشته باشند.

به دلیل آنكه ایفای نقش پدر و مادری مستلزم شناخت جایگاه فرزندان در خانواده و حقوق آنان می باشد، به طور اختصار به جایگاه كودكان اشاره می كنیم و سپس حقوق و به دنبال آن، نیازهای اساسی آنان را مورد بحث قرار می دهیم.


● جایگاه فرزند در خانواده

پی بردن به ارزش و اهمیت هر چیزی مستلزم شناخت حقیقت آن می باشد; زیرا اگر انسان به ارزش واقعی چیزی پی نبرد برای حفظ و نگهدرای آن اهتمام نمیورزد. بدون تردید، بسیاری از پدران و مادران آن گونه كه باید فرزندان خود را نشناخته، به امر پرورش و تربیت آنها همت نمی گمارند. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرماید: «الناس اعداء ماجهلوا»;۱۴ مردم دشمن ندانسته های خود هستند. پدران و مادرانی كه اهمیت و جایگاه فرزندان خویش را نمی شناسند نه تنها در تربیتشان سهل انگاری می كنند، بلكه آنان را دشمن خود تصور می كنند.

بنابراین، ضروری می نماید كه جایگاه و منزلت فرزندانمان را بشناسیم تا نسبت به وظایف خود، درباره آنان بی اعتنا نباشیم، بلكه گوهرشناس باشیم و به فرزندان، این گوهرهای نفیس زندگی، عشق بورزیم.


▪ جایگاه فرزند در آیات و روایات


قرآن مجید در برخی آیات از فرزندان با عنوان هایی همچون: «نور چشم» (فرقان ۷۴)، «زینت بخش زندگی» (كهف: ۴۶) و «وسیله آزمایش بشر» (انفال: ۲۸; تغابن: ۱۵) یاد كرده است.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) و ائمّه معصومان(علیهم السلام) نیز هر كدام تعابیر بسیار زیبایی درباره فرزند بیان كرده اند. این تعابیر گویای این هستند كه فرزند از منزلت و جایگاه بالایی برخوردار است كه اگر والدین این حقیقت را دریابند، با آگاهی بیشتر در تربیت كودكان، این میوه های زندگی، اهتمام میورزند. پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرزند را گلی از گل های بهشت «الولد الصالح ریحانهٔ من ریاحین الجنهٔ»، جگرگوشه مؤمن و موجب شفاعت و آمرزش آنها می داند: «الولد كبد المؤمن ان مات صار شفیعاً و ان مات بعده یستغفرالله له فیغفر له.»

آن حضرت در جای دیگر مهر ورزیدن به فرزندان را موجب دستیابی به درجات بهشت معرفی می كند و می فرماید: «قبّلوا اولادكم فان لكم بكل قُبلهٔ درجهٔ فی الجنهٔ و ما بین كل درجتین خمس مائهٔ عام»; فرزندان خود را ببوسید; زیرا برای هر بوسه ای كه به فرزندان می زنید، یك درجه در بهشت خواهید داشت كه فاصله هر درجه تا درجه دیگر به اندازه پانصد سال راه است. ابن عمر از پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) نقل می كند: «من سقی ولده شربهٔ ماء فی صِغَرِه سقاه الله سبعین شربهٔ من ماءِ الكوثر یوم القیامهٔ»; هر كس به فرزند خردسال خود جرعه ای آب بنوشاند، خداوند به پاداش آن در روز قیامت هفتاد جرعه از آب كوثر به او می نوشاند. در جایی دیگر، پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: «نظر الوالد الی ولده حبا له عبادهٔ»; نگاه كردن پدر و مادر به فرزند از روی مهر و محبت، عبادت است.

از مجموع آیات و روایات كه به برخی از آنها اشاره شد، استفاده می شود كه فرزند عطیه و موهبتی الهی و نعمتی است كه خود منشأ نعمت های بی شمار دیگر است. وجود فرزند در خانه، فضای آن را از خیر و بركت و مهر و محبت لبریز می كند، رابطه معنوی و الهی والدین و فرزندان هر دو را از رحمت های واسعه ربوبی بهره مند می گرداند. با چنین نگرشی به فرزندان چگونه می توان نسبت به شخصیت و نیازهای آنها و تربیت و شكوفایی استعدادهایشان غفلت ورزید؟


▪ اسلام و حقوق كودكان

آیات و روایاتی كه ذكر شدند پدران و مادران را بر آن می دارد كه در باب پرورش فرزند احساس وظیفه كنند; وظیفه ای سنگین و مسئولیتی بزرگ كه هرگز نمی توان آن را نادیده گرفت و نسبت به آن كوتاهی نمود; زیرا تعلیم و تربیت از جمله حقوق كودك بر والدین است. شاهد بر این مدعا، سخن پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) است كه در جواب ابورافع كه گفت: مگر فرزندان بر ما حقی دارند همان گونه كه ما بر آنها حق داریم؟

فرمود: آری حق فرزند بر پدر است كه كتاب خدا را به او یاد دهد... و چند حق دیگر را برای او برشمرد. امام سجاد(علیه السلام) نیز در رساله حقوق بدین وظیفه خطیر چنین اشاره می فرماید: «فأعمل فی امره عمل من یعلم انه مثاب علی الاحسان الیه، معاقب علی الاسائهٔ الیه»; عمل كن درباره فرزند خویش چون عمل كسی كه می داند اگر به فرزند خود احسان كند پاداش داده می شود و اگر بدرفتاری كرد مؤاخذه و عقاب می گردد. در جای دیگر، امام با تفصیل بیشتری می فرماید: «و امّا حقّ ولدك فتعلم انّه منك و مضاف الیك فی عاجل الدنیا بخیره و شرّه، و انّك مسئول عمّا ولیتّه من حسن الادب و الدلالهٔ علی ربّه و المعونهٔ علی طاعته فیك و فی نفسه. فمثاب علی الاحسان الیه و معاقب علی لسائهٔ علیه. فاعمل فی امره عمل المتزیّن یحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا المعذر الی ربّه فیما بینك و بینه، یحسن القیام علیه و الاخذ له منه»;۲۴ و اما حق فرزند تو این است كه بدانی او قسمتی از وجود توست و در نیكی و بدی خود در این دنیا به تو وابستگی دارد و تو در تربیت و ادب آموزی و خداشناسی او مسئولیت داری و باید او را در اطاعت فرمان خدا، در آنچه مربوط به تو و اوست، كمك رسانی. در احسان به او پاداش می گیری و در بدی به او كیفر می بینی. عمل تو درباره او مانند كسی است كه یقین دارد به كارهای نیكوی او در دنیا آرایش می یابد و به واسطه حسن قیام به وظایف و مسئولیت ها در پیشگاه خداوند معذور است.

علاوه بر این، در اصل ششم اعلامیه جهانی حقوق كودك (مصوب اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بیستم نوامبر ۱۹۵۹) چنین آمده: «كودك جهت پرورش كامل و متعالی شخصیتش نیاز به محبت و تفاهم دارد و باید حتی الامكان تحت توجه و سرپرستی والدین خود، و به هر صورت در فضایی پر محبت در امنیت اخلاقی و مادی پرورش یابد. كودك خردسال را ـ به جز در موارد استثنایی ـ نباید از مادر جدا كرد.»۲۵ بنابراین، هم قوانین پذیرفته شده بین المللی و هم آموزه های دینی با تأكید بیشتر، والدین را مسئول می دانند و از این رو، خانواده هایی كه به سعادت فرزندان خود می اندیشند و نسبت به آینده آنها احساس مسئولیت می كنند باید برای طفل، پیش از تولدش، بلكه پیش از انعقاد نطفه برنامه ریزی كنند۲۶ و همه نیازهای كودكان را برای رشد و تعالی تأمین نمایند.

اكنون این سؤال مطرح می شود كه حیطه این مسئولیت چقدر است؟ به عبارت دیگر، كودكان و نوجوانان در طی فرایند رشد چه نیازهایی دارند، و نقش والدین در تأمین این نیازمندی ها چیست و اشتغال زوجین (والدین) چه آثار و پیامدهای تربیتی و روان شناختی بر فرزندان دارد؟


▪ نیازهای كودكان

در گذشته چنین تصور می شد كه نیازهای تحولی كودك، به صورت سلسله مراتبی ظاهر می شود; یعنی اول نیاز به غذا، آب و سپس نیاز به محبت و رابطه محبت آمیز و بعد از آن سایر نیازها. اما اكنون چنین تلقّی می شود كه نیازهای انسان به صورت بسیار ظریف و دقیق در هم تنیده و به هم مربوطند. برای مثال، حالات روحی و عاطفی كودك در جذب و هضم غذا و حتی در رغبت وی به غذا نقش دارد; و یك كودك افسرده ممكن است رغبتی به غذا نشان ندهد یا اگر غذا را ببلعد در هضم و جذب آن دچار مشكلاتی شود. این نشان می دهد كه نیازهای آدمی به صورت طولی و سلسله مراتبی آشكار نمی شوند، بلكه نیازها در هم تنیده و همزمان هستند. رشد عاطفی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی كودك مرهون ارضای نیازهای اساسی كودك به طور همزمان است; زیرا جنبه های تحولی كودك در همه ابعاد مزبور كاملا به هم مرتبط و غیرقابل تفكیكند.

همراه با نیازهای فیزیولوژیكی كودك، چهار نیاز اساسی وجود دارد كه از بدو تولد ظاهر می شوند و باید همزمان با تغذیه كودك ارضا شوند.۲۷ این نیازها عبارتند از:

ـ نیاز به عشق و امنیت

یكی از مهم ترین نیازهای كودكان كه پایه و اساس روابط او را با دیگران تعیین می كند نیاز به محبت و امنیت است. نیاز به محبت و امنیت، نیازی است كه رشد سالم شخصیت كودك به آن وابسته است و موجب می شود كه كودك در آینده بتواند نقش پدر یا مادری دلسوز و مهربان را ایفا كند و به محبت و علاقه دیگران به نحو صحیح پاسخ دهد. مادر نخستین كسی است كه در تأمین این نیاز به كودك كمك می كند، بعد از او، پدر و سپس سایر افرادی كه با كودك ارتباط دارند. اگر این نیاز به خوبی ارضا شود حس اعتماد به جهان پیرامون برای كودك به وجود می آید و او می تواند با دنیای در حال تغییر كنار بیاید. كودك احساس یكپارچگی شخصیت می كند و هویتی منسجم و پایدار در او شكل می گیرد.

ـ نیاز به كسب تجارب جدید


نیاز به كسب تجارب جدید برای رشد ذهنی كودك همان اثری را دارد كه غذا برای رشد جسمانی او. دو عامل مهم در تأمین این نیاز نقش اساسی دارند: یكی بازی و دیگری زبان. كودك از طریق این دو، دنیای پیرامون خود را كشف می كند و راه مقابله با مشكلات را نیز می آموزد. جو عاطفی و فرهنگی خانواده و نیز دلمشغولی ها یا آرمان های والدین، می توانند در تقویت كردن، محدود ساختن یا رشد ذهنی كودك، نقش مؤثری داشته باشد.

بازی كردن، به دو شیوه عمده نیاز به كسب تجارب جدید را برآورده می سازد: نخست كودك را قادر می سازد تا در مورد دنیای پیرامون خود، مطالبی بیاموزد. دوم، به كودك امكان می دهد تا با مسلّط ساختن خیال پردازی بر واقعیت و منطق، با هیجان های متعارض خود كنار بیاید و آنها را حل كند. همین طور زبان نیز در رشد فكری، نحوه استدلال و ایجاد ارتباط با دیگران نقش به سزایی دارد. البته منظور كمیّت گفتار كودك نیست، بلكه منظور كیفیت گفتار، پربار بودن، واضح بودن و نیز مربوط بودن آن به موضوع است.


ـ نیاز به تحسین و قدردانی


برای اینكه كودك بتواند ناتوانی و ضعف خود را جبران كند و به بزرگ سالی قدرتمند و مستقل تبدیل شود، به یادگیری عاطفی، اجتماعی و ذهنی نیاز دارد و مؤثرترین عامل در بروز این معنا در كودك، تحسین و قدردانی است. به عبارت دیگر، كودك برای اینكه به رشد و بالندگی برسد نیاز به تقویت و پاداش دارد و این نیاز حتی در افراد بزرگ سال و رشد یافته نیز وجود دارد; زیرا زندگی انسان همواره با دشواری ها، شكست ها و ناملایمات همراه است و كودك برای بزرگ شدن دایم باید با این سختی ها دست و پنجه نرم كند. از این رو، نیاز به مشوق های فراوان دارد.

«بزرگ سالانی كه كودك را دوست می دارند و كودك نیز آنها را دوست می دارد و مایل است تا خرسندشان سازد، با نشان دادن خوشحالی به دلیل موفقیت كودك، تشویق كردن او، این مشوق ها را برای او فراهم می كنند. تشویق كردن و خواسته های معقول را از كودك انتظار داشتن، پشتكار را در كودك به وجود می آورد. مناسب ترین سطح توقع ما از كودك هنگامی است كه توقع موفقیتی را از او داشته باشیم كه دستیابی به آن ممكن، اما مستلزم تلاش باشد. این سطح، در تمامی زمان ها و در مورد تمامی كودكان، یكسان نیست، بلكه باید با قابلیت های هر كودك خاص در زمان خاص و مرحله تحولی او متناسب باشد.»

نیاز به مسئولیت پذیری

كودك به موازات رشد در سایر ابعاد، در حیطه مسئولیت پذیری نیز باید رشد كند تا هم در برابر خود و هم در برابر دیگران احساس مسئولیت كند. برای ارضای این نیاز، والدین یا افرادی كه سرپرستی كودك را به عهده دارند باید به كودك اجازه دهند به تدریج كارهای خود مثل غذا خوردن، لباس پوشیدن و شستوشو كردن را خودش انجام دهد. همچنین برای تأمین این نیاز باید چیزهایی را در اختیار كودك قرار دهند; مثل وسایل شخصی. كودك با تصرف در آنها احساس می كند این چیزها در تملّك او قرار دارد. البته این به معنای آن نیست كه والدین هیچ نظارتی بر كودك نداشته باشند و یا هیچ دخالت و اعمال سلیقه ای در كارهای كودك نكنند، بلكه به این معناست كه به كودك میدان عمل و مسئولیت داده شود و شرایط را برای وی فراهم نمود كه به صورت عملی بتواند كارهای مربوط به خود را تمرین كند و هر كجا نیاز به راهنمایی داشت او را راهنمایی كرد تا كم كم مسئولیت پذیری در كودك رشد كند.

با توجه به گرایش زنان به اشتغال در خارج از محیط خانه از یك سو و نیازهای كودكان به ویژه در سنین اولیه رشد از سوی دیگر، اكنون این سؤال مطرح می شود كه اشتغال مادران در خارج از خانه چه آثار و پیامدهایی برای فرزندان و خانواده دارد؟

درباره میزان تأثیر اشتغال زوجین بر فرزندان به سادگی نمی توان نظر داد; زیرا پیش از هر چیز باید شكل های مسئله را طرح نمود. سپس میزان و نوع نیاز فرزندان به حضور والدین در مقاطع مختلف سنی را مورد بررسی قرار داد تا در پایان بتوان قضاوت كرد كه در چه صورتی اشتغال زوجین مضر، و در چه صورتی بدون اشكال است و حتی ممكن است فوایدی نیز داشته باشد.


● شكل های گوناگون اشتغال زوجین و آثار آن بر فرزندان


اشكال گوناگون اشتغال زوجین را می توان به صورت ذیل بر شمرد:

۱) زن و مرد به طور همزمان و تمام وقت شاغلند;
۲) زن و مرد به طور همزمان ولی نیمه وقت یا پاره وقت شاغلند;
۳) زن و مرد به طور متناوب شاغلند; یعنی نصف روز زن و نصف روز مرد;
۴) مرد شغل آزاد دارد و از نظر زمانی شغل او انعطاف پذیر است، اما زن شغل اداری انعطاف ناپذیر دارد;
۵) مرد فقط شب ها شاغل است و زن روزها، یا به عكس.


علاوه بر شكل های گوناگونی كه برای اشتغال زوجین ترسیم شد، از زاویه ای دیگر نیز می توان به مسئله نگاه كرد و صور دیگری نیز ترسیم نمود:

۱) آیا زوجین از شغل خود راضی هستند یا نه؟
۲) آیا مرد در انجام كارهای منزل به همسر خود كمك می كند یا نه؟ و در صورت همكاری، چه میزان وقت صرف كارهای منزل و امور مربوط به فرزندان می كند؟
۳) آیا شغل زن با ویژگی های جسمانی و روانی او سازگاری دارد یا نه؟
۴) آیا همكاران زن همجنس او هستند یا زن در یك محیط مردانه یا مختلط كار می كند؟

برای تبیین آثار اشتغال زوجین بر فرزندان، «علاوه بر جنبه اشتغال، سایر جنبه ها و تمام عواملی كه در روند رشد فرزندان تأثیر دارند، باید مشخص شود. به عنوان نمونه، مادر شاغلی را كه شخصیت و صلاحیت او برای مادری در سطح مطلوبی است باید با مادر غیر شاغلی كه دارای همین خصیصه است، مقایسه كرد»

تا مشخص شود اشتغال مادر آیا مانع و ظایف مادری است یا نه.
تحقیقات نشان داده است كه «در بسیار ی از موارد مادر غیر شاغل بهتر می تواند به نیازهای عاطفی، اجتماعی، و شخصیتی كودك خود پاسخ مثبت دهد و در حین رسیدگی، با وی تعامل عاطفی برقرار ساخته، او را از عواطف محبت آمیز خود بهره مند گرداند...»

مادری كه با فراغت كامل، در انجام دادن وظیفه خانه داری و مادری موفق باشد و محیط خانه را محل امنیت و آرامش خاطر خود، فرزندان و همسرش قرار دهد، بهتر می تواند بین خود و سایر اعضای خانواده، روابط عاطفی و انسانی ایجاد كند و از این طریق، الگوهای صحیح تربیتی را به فرزندان منتقل سازد. به عكس، مادری كه به دنبال چندین ساعت كار و تلاش خارج از منزل، با حالتی خسته به خانه بر می گردد، نمی تواند برای انجام دادن این مهم آن گونه كه شایسته است اقدام كند. در چنین مواردی، كودكان برای دیدن مادر، لحظه شماری می كنند. اما معمولا خستگی و احیاناً بی حوصلگی مادر، مانع از ایجاد ارتباط عاطفی بین آنان و مادر می شود. به ویژه اینكه رسیدگی به امور منزل را نیز غالباً مادر به عهده دارد. روشن است كه اشتغال مادر، آن هم تمام وقت و نیز بدون همكاری شوهر در امور خانه، چه مشكلاتی را برای خانواده، بخصوص فرزندان خردسال به وجود می آورد و چه آثار نامطلوبی بر جای می گذارد و در نتیجه، فرایند رشد كودكان را در ابعاد گوناگون مختل می سازد.

در صورتی كه زن شغل پاره وقت داشته باشد و شوهر شغل آزاد، و در كارهای منزل، به ویژه ارتباط عاطفی با فرزندان همكاری كند، قطعاً آثار نامطلوب اشتغال زوجین به حداقل می رسد و چه بسا نتایج مثبتی نیز برای فرزندان در پی داشته باشد.


▪ اشتغال زوجین به صورت تمام وقت


تحقیقات انجام شده نشان می دهد كه این صورت از اشتغال مضرترین صورت اشتغال زوجین است; زیرا بیشترین آسیب به خانواده، بخصوص فرزندان وارد می شود. اگر زن و مرد به صورت تمام وقت هر دو شاغل باشند كمترین ارتباط عاطفی بین فرزندان و والدین برقرار می شود. حتی خود زوجین نیز به دلیل خستگی مفرط حوصله تعامل با یكدیگر را ندارند; زیرا انرژی های جسمانی و روانی آنها در خارج از خانه و محیط كار هزینه شده است و بیشتر برای استراحت به خانه می آیند.

والدین گاهی اوقات به جای ابراز محبت به فرزندانی كه ساعات زیادی در انتظار بوده اند با پرخاشگری و خشونت با آنها برخورد می كنند. در چنین خانواده هایی مسئولیت زنان مضاعف می شود و مجموع ساعات كار آنها در خارج و داخل خانه به شدت افزایش پیدا می كند. در نتیجه، به شدت تحت فشار كاری قرار می گیرند و به دنبال آن، فرزندان كه نیاز بیشتری به مادر دارند در ابعاد گوناگون آسیب های جدی می بینند. جدول زیر ساعات كاری زنان خانه دار، و زنان متأهل و شاغل را در هفته، با توجه به تعداد فرزندان، نشان می دهد.

وضعیت شغلی تعداد فرزندانساعات كار در منزلساعات كار شغلی مجموع ساعات كار در هفته

زنان خانه دار۰۰/۵۶ـــ۰/۵۶
زنان متأهل ـ شاغل۰۵/۴۵۱/۳۹۶/۸۴
زنان خانه دار۱۵/۷۳ــــ۵/۷۳
زنان متأهل ـ شاغل۱۱/۴۴۰/۳۸۱/۸۳
زنان متأهل ـ شاغل۲۳/۴۶۲/۳۵۴/۸۱
زنان خانه دار ۳ و بیشتر۷/۷۷ـــ۷/۷۷
زنان متأهل ـ شاغل۳ و بیشتر۳/۴۸۲/۳۵۵/۸۳

تفاوت ساعات كار زن خانه دار و زن شاغل این سؤال را به ذهن متبادر می سازد كه چگونه زن شاغل كار منزل را در ساعات كمتری به انجام می رساند؟ شاید به طور منطقی بتوان گفت كه خانه یك زنِ شاغلِ متأهل مانند خانه زن خانه دار تمیز و مرتب نیست; در آن برخی از مواد غذایی تازه مصرف نمی شود، برخی از فعالیت ها مانند آماده كردن غذا یكباره صورت می گیرد و احتمالا شلوغی بیشتری در خانه حاكم است.

زنان شاغلِ متأهل مجبورند بیشتر كار كنند و استراحت كمتری داشته باشند. آنان به دلیل برخوردار نبودن از نشاط كافی، حضورشان در كنار فرزندان خود از كیفیت مناسبی برخوردار نیست و فرزندان نمی توانند از این مادر خسته انرژی عاطفی لازم را دریافت كنند. «با توجه به اینكه دوران كودكی مهم ترین زمان پرورش عاطفی فرزند است و عدم حضور مادر، به ویژه در سه سال اول، حیات فرزند را با مشكلات عاطفی مواجه می سازد و سپردن فرزند به مهد كودك نیز به دلیل آنكه فعالیت های پرورشی مربیان با انگیزه های اقتصادی انجام می شود، نمی توان جایگزین مناسبی برای مادر باشد.»۳۷
بنابراین، اشتغال تمام وقت زوجین، به ویژه مادر، برای فرزندان بسیار مخاطره آمیز خواهد بود و تحقیقاتی كه اخیراً توسط محققان در این زمینه انجام گرفته اند مؤید این مدعاست. در اینجا فقط به نتایج یكی از تحقیقات انجام شده اشاره می كنیم.

در دانشگاه كون كوردیا در مونترال، گروهی از محققان، مطالعه ای كامل و جامع درباره تأثیر اشتغال مادر در كودكانی كه در سه سطح سنی ۴ و ۱۰ و ۱۵ ساله بودند به اجرا درآوردند. این تحقیق روی تعداد زیادی از پسرها و دخترها انجام گرفت.

برای هر گروه سنی مفاهیم نقش جنسی، سازگاری اجتماعی و عملكرد شناختی مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج این تحقیقات نشان داد كه از نظر سازگاری كودكان ۱۰ ساله نمره پایین تری نسبت به كودكان پیش دبستانی از مادران غیر شاغل آوردند. البته از سایر جنبه ها تفاوت چشمگیری بین فرزندان مادران شاغل و غیر شاغل دیده نشد.


▪ اشتغال زوجین به صورت نیمه وقت اما همزمان

گرچه این صورت از اشتغال زوجین آسیب پذیری كمتری برای خانواده و فرزندان دارد، اما عدم حضور زوجین به طور همزمان باعث می شود برخی از نیازهای ضروری كودكان، بخصوص كودكان خردسال كه به شدت به حضور مادر نیاز دارند، تأمین نشود و كودكان برای ساعاتی از حضور مادر محروم بمانند، سپردن آنها به مهدهای كودك نیز نمی تواند این خلأ را پر كند; زیرا افراد شاغل در آن مراكز بر اساس وظیفه شغلی این كار را انجام می دهند و هرگز نمی توانند آن رابطه عاطفی لازم را با كودك برقرار كنند. كمترین ضرری كه ممكن است به كودكان زیر دو سال وارد شود این است كه احساس اعتماد در آنها به خوبی شكل نمی گیرد; این حالت می تواند فرایند رشد آنها را در مراحل بعدی با مشكل مواجه كند. روان شناسانی مانند اریكسون كه در زمینه رشد روانی ـ اجتماعی تحقیقاتی را انجام داده اند بر این باورند كه احساس اعتماد در مقابل بی اعتمادی در دو سال اول زندگی كودك به وجود می آید و برای اینكه كودك این مرحله را به خوبی طی كند باید حداقل نیازهای او تأمین شود.

برای تأمین نیازهای كودك دو نكته باید رعایت شود: اول اینكه نیازهای او به شیوه ثابتی تأمین شود و دیگر اینكه از نظر زمانی در دوره های زمانی معینی انجام گیرد. در این صورت، كودك می تواند به محیطی كه نیازهای او را تأمین می كند اعتماد نماید. در غیر این صورت، اعتماد كودك به دنیای بیرون سلب می گردد. اشتغال زوجین، هر چند به صورت نیمهوقت، ممكن است باعث شود والدین نتوانند نیازهای كودك را به موقع و به شیوه ثابتی تأمین كنند. این مسئله موجب می شود كه كودك دنیای خود را به خوبی نشناسد و نتواند با آن تعامل برقرار كند. همین عدم تعامل مشكلاتی را به صورت دایمی و در فرایند رشد كودك ایجاد می كند.


▪ اشتغال زوجین به صورت غیر همزمان


در این قِسم از اشتغال زوجین به شرط اینكه بین آنان توافق و همكاری باشد; یعنی مرد در ساعاتی كه همسرش در خانه حضور ندارد جای خالی او را پر كند و بتواند رابطه عاطفی فعالی با كودكان برقرار كند و در انجام كارهای خانه نیز مشاركت فعال داشته باشد، پیامدهای منفی عدم حضور مادر به حداقل می رسد. البته در همین صورت نیز، احتمالا، فرزندان دختر كه فاقد الگوی مناسب برای همانندسازی هستند دچار تعارض در نقش پذیری متناسب با جنسیت خود خواهند شد.


▪ شغل آزاد و اداری زوجین

اگر اشتغال زن و مرد به گونه ای باشد كه یكی از آنها دارای شغل آزاد با میزان ساعات كار انعطاف پذیر باشد، در این صورت اگر زوجین در انجام مسئولیت های پدر و مادری با یكدیگر همكاری كنند و در سایر ابعاد زندگی نیز با هم تفاهم داشته باشند می توانند از بروز برخی از آسیب های احتمالی ناشی از اشتغال جلوگیری كنند، و یا اینكه آسیب ها را به حداقل كاهش دهند. به نظر می رسد برخی از تحقیقات كه نشان می دهد شاغل بودن مادران تأثیر تهدیدآمیز ی برای فرزندان ندارد، بلكه نتایج مثبتی نیز در پی دارد مربوط به خانواده هایی باشد كه شغل زوجین یا یكی از آنها آزاد و انعطاف پذیر است. از جمله آثار مثبتی كه از این تحقیقات به دست می آید این است كه: «دختران سازگاری اجتماعی و شخصیتی بیشتری پیدا می كنند.»۳۹ البته از همین تحقیقات برمی آید كودكانی كه مادران شاغل دارند، از والدین خود الگوهای تثبیت شده و رایج كمتری دریافت می كنند و به كار می بندند و از اینكه مادر وقت بسیار كمی را با آنان می گذراند، شكایت دارند.


▪ اشتغال زوجین در شب


زوجینی كه به طور متناوب شب ها شاغلند; یعنی یك هفته زن شب ها مشغول كار است و هفته بعد همسر او، در این صورت نیز اگر بین زن و مرد سازگاری و همكاری در انجام كارهای منزل و فرزندان باشد برخی از آثار سوء اشتغال بر فرزندان كاهش پیدا می كند، اما در عین حال، عدم حضور یكی از والدین به ویژه مادر، آن هم شب ها، برای كودكان خردسال می تواند مشكل آفرین باشد و ممكن است كودكان به دلیل محروم بودن از آغوش گرم مادر، دچار انواع مشكلات روحی و روانی از قبیل: اختلال خواب،۴۱ و ترس های مرضی۴۳شوند.


▪ اشتغال زن در محیط مردانه


اشتغال زن در مكان هایی كه مرد و زن با یكدیگر كار می كنند، ممكن است حساسیت او را نسبت به مرد و حساسیت مرد را نسبت به او كاهش دهد. در نتیجه، خانواده دیگر یگانه محل تعامل عاطفی بین زن و مرد نخواهد بود و بیم آن می رود كه گرمی و شور و نشاط خانوادگی تضعیف گردد و فضای خانواده از تعامل نارسا و ناقص عاطفی پر شود، به گونه ای كه حتی تقسیم مساوی وظایف و نقش های مربوط به اداره منزل و امور تربیتی فرزندان، بین زن و شوهر، نتواند ضایعات ناشی از چنین تعاملی را جبران كند.۴۴ حضور زن در عرصه های مردانه همچنین سبب كم رنگ شدن صفات زنانه و پذیرش صفاتی مانند میل به تسلط گری، كه مردانه تلقّی می شود، می گردد. این تغییرات سبب می شود كه زن در محیط خانواده، آنجا كه ویژگی های زنانه كارآیی خود را آشكار می سازد، فعال عمل نكند، در نتیجه، فرزندان آسیب پذیر شوند.


● نتیجه گیری

از جمع بندی مطالب می توان نتیجه گرفت كه اشتغال زوجین گرچه فوایدی مانند بهبود وضعیت اقتصادی و تأمین نیازهای مادی خانواده، عزتمندی اجتماعی، اثبات قابلیت های زنان در عرصه های اجتماعی، و استقلال مالی و به دست آوردن پشتوانه ای برای ایام پیری زنان و نیز رفاه و تأمین نیازهای مادی بیشتر، خود نظم دهی و رشد سازگاری اجتماعی سریع تری را برای فرزندان به دنبال دارد، اما در مجموع می توان گفت: تأثیرات نامطلوبی در فرایند رشد فرزندان، به ویژه رشد عاطفی آنها، بر جای می گذارد و میزان آسیب پذیری كودكان را در سال های اولیه كودكی افزایش می دهد. در اینجا به برخی از این آثار منفی اشاره می كنیم:

۱) كودك در بدو تولد نخستین رابطه خود را با مادر برقرار می كند. او باید بتواند در كنار مادر احساس امنیت كند; یعنی این احساس را كه مادر همواره برای ارضای نیازهای وی در كنارش قرار دارد. مادران شاغل به دلیل اینكه بخش قابل توجهی از وقت مفید خود را به كار مشغولند و طبعاً از فرزندان خود دور هستند یا دست كم به موقع نمی توانند نیازهای آنها را ارضا كنند، احساس عدم اعتماد نسبت به اطرافیان را در كودك به وجود می آورند و این امر باعث می شود مراحل بعدی رشد كودك نیز كه مبتنی بر «احساس اعتماد» است، دچار اختلال شود.

۲) در مرحله دوم رشد، یعنی دستیابی كودك به استقلال، كودك هم نیاز به مراقبت والدین و هم نیاز به بازخورد آنان دارد و عدم حضور والدین در كنار كودك می تواند این مرحله از رشد كودك را نیز با مشكل مواجه كند و كودك نتواند به «استقلال عمل» دست یابد.

۳) در این مرحله كودك می خواهد با والد همجنس خود همسان سازی كند و اندك اندك هویت جنسی خود را به دست آورد. تقویت كودك از سوی همسالان از یك سو و پشتیبانی والدین از سوی دیگر، و همچنین تشویق هایی كه كودك در اولین كوشش هایش دریافت می كند، می توانند به كودك كمك كنند تا تصویر مثبتی از خود ایجاد كند. عدم حضور والدین در این مقطع حساس موجب می شود كه احساس ابتكار و سازمان دهی در فعالیت ها در حدّ لازم در كودك شكل نگیرد و زمینه برخی از مشكلات مانند احساس گناه را در كودك به وجود آورد.

۴) اگر كودك سه مرحله قبل را به خوبی طی كند به تدریج آماده ورود به اجتماعی بزرگ تر، رفتن به مدرسه و پذیرش نقش بزرگ سالان، می شود. اما اگر مراحل قبل را به دلیل عدم حضور والدین در كنار او به خوبی طی نكند با مشكلات زیادی مواجه می شود. یكی از این مشكلات احساس عدم توانایی در تحقق آن چیزی است كه دیگران از او می خواهند، كه در نهایت به عقده كهتری و ناارزنده سازی منجر می شود.

۵) كودك بعد از پشت سرگذاشتن دوران كودكی وارد مرحله جدیدی یعنی نوجوانی می شود. در این مرحله، مهم ترین حادثه ای كه رخ می دهد «احراز هویت» است. گرچه نوجوان علاوه بر والدین از سایر نهادهای اجتماعی مانند گروه همسالان و مدرسه برای دستیابی به هویت می تواند كمك بگیرد، اما حضور والدین و نقش آنها در هویت یابی نوجوان بسیار مهم است. در این مرحله، والدین علاوه بر حضور فعال در خانه، باید به طور غیر مستقیم رفتار نوجوان خود را در خارج از محیط خانه رهبری كنند، دوستان او را شناسایی كنند، پرتگاه ها و خطراتی كه نوجوان را تهدید می كند به او یادآوری نمایند. والدین باید روابط دوستانه ای با فرزند خود برقرار كنند تا نوجوان علاوه بر احراز هویت، از گذرگاه دشوار بلوغ، و بحران های مخاطرآمیزه دوره نوجوانی عبور كند. در این دوره حساس، اشتغال زوجین، به ویژه اگر به صورت تمام وقت نیز باشد، خطرات جبران ناپذیری را می تواند برای نوجوان در بر داشته باشد كه یكی از آنها عدم دستیابی به هویت و مبتلا شدن به پراكندگی نقش می باشد و به دنبال آن، انواع بزهكاری ها نوجوان را تهدید می كند.


● پیشنهادها

گرچه برنامه ریزی برای اشتغال صحیح زوجین نیاز به یك عزم ملّی و برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای از طرف دولتمردان دارد، امّا خود والدین نیز می توانند برای كاهش تأثیرات نامطلوب اشتغال تمهیداتی را در نظر بگیرند. در اینجا به برخی از این راهكارها اشاره می كنیم:

۱) زنان حتی الامكان از اشتغال تمام وقت خودداری و به اشتغال نیمه وقت قناعت كنند.
۲) زنان از پذیرش كار در شیفت شب خودداری كنند.
۳) زنان سعی كنند شغل هایی برگزینند كه با ویژگی های جسمی ـ روانی آنها سازگار باشد.
۴) حتی الامكان زنان در محیط های زنانه، شغل انتخاب نمایند و از كاركردن در محیط های مردانه اجتناب كنند.
۵) زوجین در انجام كارهای منزل و امور مربوط به فرزندان بر اساس یك برنامه ریزی صحیح با همدیگر همكاری كنند.
۶) از تجمّل گرایی، مصرف گرایی و آنچه باعث می شود زوجین ساعات بیشتری به كار مشغول شوند، اجتناب كنند.
۷) در سال های اولیه ازدواج كه زمان گسترش خانواده و تولید نسل است و كودكان نیاز بیشتری به حضور مادر در كنار خود دارند، زنان شاغل نشوند و در صورت شاغل شدن، مردها همكاری خود را با همسران افزایش دهند.
۸) از مرخصی های قانونی و همچنین مرخصی های ویژه دوران بارداری و دوران وضع حمل به خوبی استفاده كنند.
۹) زنان شاغل به دلیل اینكه ساعات كاری آنها (در خانه و محل كار) در مجموع بیشتر از مردان است، سعی كنند تغذیه مناسب، ورزش و بهداشت را به خوبی مراعات كنند.

البته حل مشكلات ناشی از اشتغال زوجین، همان گونه كه پیشتر اشاره شد، نیاز به یك عزم ملّی و برنامه ریزی دقیق از سوی دولت دارد. مسئولان امر باید تمهیداتی را برای اشتغال زنان در نظر بگیرند تا از آسیب های احتمالی كه بر پیكر خانواده به ویژه زنان و فرزندان وارد می شود، پیشگیری كنند و این كار میسّر نیست، مگر اینكه دولت با كمك بخش های خصوصی یك «نظام جامع اشتغال» طراحی كند. برای تحقق نظام جامع اشتغال، ابتدا باید زمینه های فرهنگی، فكری و آموزشی آن فراهم شود.

پیشنهادهای زیر در فراهم نمودن مقدمات و شرایط انجام این كار مهم، به نظر، مفید می باشد:

۱) دولت با استفاده از امكانات رسانه ای كه در اختیار دارد از تضعیف نقش خانه داری و فرزندپروری جلوگیری كند.
۲) تغییر نظام آموزشی فعلی و تبدیل آن به یك نظام آموزشی جدید كه مردان را برای كارهای متناسب با ویژگی های جسمی روانی مردانه و زنان را برای انجام كارهای متناسب با خودشان، آموزش دهد.
۳) تشكیل سازمان های حمایتی از زنان در موقعیت های بحرانی، مثل از دست دادن شوهر، طلاق، بیماری های صعب العلاج، دوران پیری و از كار افتادگی و ... .
۴) جلوگیری از سوء استفاده كارفرمایان سودجو كه زنان را به كارهای شاق و طاقت فرسا وا می دارند.
۵) ممنوع كردن برخی از كارهای سخت و طاقت فرسا برای زنان.
۶) تشكیل كارگاه های متناسب با زنان با شیفت های كوتاه مدت; مثلا سه شیفت ۴ ساعته، آن هم در روز.
۷) ساختن مهدكودك در كنار كارگاه ها و ادارات مربوط به زنان.
۸) تأمین حداقل معیشت برای افراد سرپرست خانواده به منظور عدم اضطرار همسران به شركت در فعالیت های اجباری درآمدزا.
۹) توسعه مشاغل خانگی و ایجاد كارهای كوچك در خانه ها; یعنی تجزیه كردن كارهای صنعتی و تولیدی بزرگ به گونه ای كه بتوان در منزل انجام داد.
۱۰) توسعه زندگی روستایی و كمك به روستاییان برای ایجاد مراكز صنعتی تبدیلی برای تولیدات و محصولات روستا، و همچنین جلوگیری از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها.

roya آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
کار والدین, روان شناسی, روانشناسی, روانشناسی خانواده


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است