قدیمی 06-02-2011, 02:42 PM   #1
(کاربر باتجربه)
 
mehdi21 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 141   (نمایش پست ها)
تشکر: 2
10 بار در 9 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Russian1 ایجاد انگیزه در محیط کار




ایجاد انگیزه


بهرحال این منطقی است که شما بدانید داشتن انگیزه همکارتان چقدر مهم است ، وگرنه شما این کتاب را نمی –خواندید . بعلاوه برای شما پرواضح است وقتی که همکار شما کمبود انگیزه داشته باشد به شرکت شما زیان وارد می - شود . کمبود انگیزه در کار باعث این میشود که شما نتوانید در شرکت تان موفق شوید و در آینده شرکت شما در بدترین وضعیت قرار خواهد گرفت . شما بعنوان یک مدیر در قسمتی از موفقیت های شرکت مسئول هستید که چرا شما نتوانستید برای نداشتن انگیزه در همکارهایتان کاری انجام بدهید .

در این مجموعه شما خواهید خواند که چرا خیلی از مدیران تلاش برای انگیزه همکاران می کنند علاوه برآن شما یاد می گیرید که تا چه حد از شرکت خودتان را با انگیزهای جدید تغییر و تحول بدهید .


1 انگیزه در حقیقت چه می باشد ؟

مفهم انگیزه از روانشناسی شخصیتی می آید و بیا نگر تمام مرحله آگاهی و ناآگاهی روحی است که در رفتار انسانها تاثیر می گذارد و آن را هدایت و کنترل می کند .

انگیزه به شکل موتوری در درون ما می باشد که ما را روزانه حرکت می دهد .
مدیران فورا" این تصور را می کنند که اگر انگیزه ازبین برود تولیدات پایین می آید قدرت خلاقیت سقوط می کند و کار یکنواخت و خسته کننده می شود و درصد اشتباه در جنس تولیدی بالا می رود .

بطور دقیق انگیزه چه می باشد ؟ در این لیست پایین به ردیف به شما نشان خواهد داده شد که چه چیزهایی به آن تعلق دارد .


1 کسب اطلاع ازنتیجه و آگاهی درمسئولیت .

هر همکاری بخوبی تمام شرکت را در قلب خود قرارمی دهد و همه تمایل دارند درقسمتی از آن شرکت داشته باشند و تمام همکاران از این موضوع آگاهی دارند که کار کردن در شرکت چگونه تاثیر می گذارد . و انها در این رابطه خود مختار هستند که برای مسئولیت اجرایی آن تصمیم بگیرند و قبول کنند .


2 تفاهم روراست

تسلط داشتن به یک انگیزه شرایط جو کاری در آن قصد خاصی را برای پنها نکاری بوجود نمی آورد .

همه دقیقا" می دانند که برای چه چیزی هستند. همکاران نبایستی روی ناراحتی های غیره منتظره حساب بکنند و اطلاعات را در نزد خودشان مخفی نگهدارند. و یا اصلا" مدیر خودشان را ناامید بکنند هردو طرف بایستی بطور مرتب از همدیگرپشتیبانی بکنند و به همدیگر گوش بدهند . و یک مزید تفاهم روراست دیگراین است که سرو صدا ها را بخوابانند با لاخره منشاء اطلاعات بهتر و قابل اعتماد ی وجود دارد .


3 بی ثباتی کم همکاران


همکاران با انگیزه در مقابل کارفرما خیلی وفاه دارهستند آنها علاقه به شرکت خودشان دارند و دائم به وضعیت بهتر شرکت نمی کنند و زمانی هم که شرکت به بحران رسید فورا" آ ن را ترک نمی کنند ویا به عبارتی دیگر( کشتی که در حال سقوط است آن را ترک نمی کنند).


4 قدرت خلاقه و دارا بودن ابتکار در رفع حل مشکلات

زمانی انگیزه بالامیرود که همکاران بدانند در رفع حل مشکلات قعا ل و همکاری دارند و برای یکبار هم این اجازه را دارند که چیزهای خارق العاده ای را انجام بدهند . این مسئولیت شخصی آنها را به سوی پرتحرکی و خلاقه شرایط کاری حرکت می دهد و اینگونه همکار تصور میکند با انجام دادن ابتکار می تواند راه حل مشکلات را بدست بیاورد .


5 همکاری

یک سازنده که روحی همکاری به همکار نشان بدهد خطا نا پذیر است چونکه این انسانها با انگیزه با لایی هستند. و هیچ کس در دفتر او سنگر بندی نمی کند و یا سعی نمی کند آن را بپیچانند . از همکاران پیشه بگیرد همکاران با انگیزه با میل در یک گروه کار می کنند و از همدیگر حمایت می کنند.


6 خدمات عالی به مشتری

همکاران با انگیزه بهترین را می دهند و بخوبی از مشتریان شرکت و همکاران مراقبت می کنند اگر چنانچه خودشان هم بطور مستقیم با مشتریان تماس نداشته باشند همکاران با انگیزه بالا می دانند که کارشان بر رضایت مشتریان تاثیر می گذارد.


7 همه بر یک عقیده هستند

همکاران با انگیزه نباید به اجبار از نقطه نظر ها جانبداری بکنند وقتی که بخاطر همه فکربکنند و انجام بدهند به این صورت کاملا" برعکس انگیزهپایین می آید .


9 همکار با انگیزه مقدار زیادی اضافه کاری می کند

هرکس 12-10 ساعت اضافه کاری در روز بکند نبایستی حتما" دیوانه کارش باشداضافه کاری خیلی زیاد بیشتر کمبود شخصی و یا بد بودن مدیریت کاری را مشخص می کند و یا اینکه آن شخص مشکل در تقسیم کردن اوقاتش دارد.


9 انگیزه وابستگی به یک چیز دارد " تنها به پرداختن"

طبیعتا" به این هم بستگی دارد که مزد خود انگیزه می آورد ولی پول به تنهایی همه چیز نیست چیزهای غیر مادی مانند تمجید و ستایش کردن واقعی هم خود یک یک روش برای ایجاد انگیزه است که با یک ثروت زیبا آن را نمی توان بدست آورد .


تسلط برشرایط مثبت کاری

فرهنگ کارخانه و انگیزه پرسنل بطور مستقیم با هم در ارتباط هستند . شرکت شما بطور مطمئن یک برای هرکس آدرس صحیحی نیست ولی اصلا" هم نباید باشد خصوصیت کارخانه شما بایستی یک مکان باشد که در آن با کمال میل تمایل به کارکردن داریم . بایستی دوطرف از هم حمایت بکنیم ولی نه دو طرف ضد هم باشیم . شما بایستی بطور واضح حس بکنید که آنه مورد احترام هستند به آنها اعتماد دارید و آنها بخصوص برای شرکت هستند.
هرگز نباید این پیش بیاید که از یک همکار با نگاه خشمگینی انتقاد بکنید و یا او مورد تمسخر قرار بگیرد بدین وسیله احساس او مورد وساطت قرار گرفته می شود و او بی کفایت میشود.

وقتی که به شرکت تان فکر می کنید احساس شما چگونه است و با همکاران چگونه عمل می کنید ؟
با مقام بالا شما چگونه عمل می کنید ؟

وقتی که شما باوردارید که جو شرایط کاری شما در کارخانه یک آرزویی بیش نیست بایستی به قسمت دوم این کتاب که انتشارشده رجوع کنید.
یک فرهنگ عالی کارخانه به معنی بیشتر اعتماد کردن به همکاران است و عالی ترین شرایط کاری محل کاررا در اختیارآنها گذاشتن ا ست . و به این خاطر به آنها نشان می دهید که شما به آنها بعنوان انسان احترام می گذارید ومراقب آنها هستید . ودر آخر هم انجام دادن کار های فردی که در کنار کارهم زندگی شخصی دارند.

به برنامه فکر بکنید که یک برنامه سنجیده میان زندگی و کارشخصی را تدارک ببینید. برای مثال ( هدایت کردن یک زمان کاری قابل انعطاف پذیری و یا اجرای خدمات متناسب ).

با تفاهم درست می شود؟

با تفاهم درست نخواهد شد مگر اینکه بعنوان مدیر همه را در یک مسیر دیگری انجام بدهید . شما شکست می خورید وقتی که از طریق تفاهم با همکاران تان پیش نبرید . تفاهم به این معنی نیست که چیزی را به آنها بگویید که بایستی حتما" بدانند. تفاهم بایستی از دو طرف رخ بدهد . و بایستی بدست بیاید که کدام هدف شغلی را همکاران دنبال می کنند . به آنها اطلاع رسانی شود قبل از اینکه کس دیگری به آنها دل و جرات بدهد .
همچنین برای یک بارهم بعنوان مدیر ریسک بکنید که نمی توانید انجام بدهید خیلی راحت خودتان را کنار بکشید و توجه کیند که چگونه همکاران شما خودشان را در حرکت و تلاش کردن قرار می دهند. و در عین حال هم تمام کار های آنها را تحت نظر قرار بدهید حا ل موفق یا نا موفق باشد را یاد بگیرید .

مزد صادقانه و درستی را پرداخت می کنید ؟

با پول به تنهایی نمی توانید همکاری پر کار و بدون انگیزه که( رغبت به کار راندارد ) نگهدارید و از طرفی دیگر پرداختن خوب خلق و خوی همکار را بالامی برد . توجه به یک پرداخت متناسب مطمئنی داشته باشید . با پرداخت صادقانه آنها دوباره تقاضای امکان بالا بردن دستمزد را می کنند .

در خواست کار گروهی می کنید؟

در یک شرکت خوب کار گروهی زیادی وجود دارد . که باهم بر روی یک هدف کار بکنند. وظیفه شما بعنوان یک مدیر که کار گروهی را درخواست بکنید . گروه شما بایستی از ما و با ما صحبت بکنند و با هم همکاری کنند. به جای اینکه یک گروه به تنهایی بجنگد و در پی خود نمایی باشد.

امکان پیشرفت وجود دارد ؟

احسا س می کنید که کار شما به یباره یکنواخت شده است ؟ و هیچ سرگرمی برای شما ندارد روز وشب همان کار بایستی انجام بدهید . و از یکنواخت بودن همکاران بی انگیزه میشوند و خیلی زود نزد کارفرمای دیگری مشغول میشوید. شما بموقع تلاش کنید که کار برای همکارتان جالب بماند . برای هر چیز کوچکی از بالا سر نگاه نکنید . بلکه در تهیه امکانات بیشتری باشید پیشنهاد برای دورهای کوتاه مدت و تخصصی بکنید و بطور مدام پشتیبانی کنید سیمنارهای متفاوت انترنتی تشکیل بدهید و یا دورهای روی خط را تنظیم کنید . به آن فکر بکنید که همکاران متوجه وظیفه خود از یک چشم انداز دیگری می توانند بشوند .

شما مهارت انگیزه دارید ؟

بعضی از مدیران نبوغ شان ازبدو تولد ظاهر می شود و آنها در موقعیت قرار دارند که همکارشان را باانجام تخیولات به حرکت درآورند . دیگری در مقابل برای خودش مشکلات دارد تا چه رسد که بقیه تیم را انگیزه بدهد.
و نوع دیگرمدیر هم وجود دارد که برای ایجاد رفتار انگیزه زحمت بزرگی می کشند ولی متاسفانه همیشه موفق آمیز نبوده است .

به کدام یک از این طبقه ها شما تعلق دارید ؟ در دست شما آزمونی موجود می باشد که می توانید مهارت انگیزتان را تخمین بزنید . لطفا" جواب حقیقی بدهید و به خودتان دروغ نگویید .

1 کدام یک از بیان شما روش انگیزه شمارا تشریح می کند ؟

الف) من خیلی بندرت خودم را در کار همکارانم دخالت می دهم و بهتر می دانم که منتظر باشم تا ببینم کدام راهی را برای حل مشکل خودشان پیدا می کنند.

ب) یک مدیر بایستی برای ترقی شغل همکارش دلواپس باشد به همین علت بطور مدام با همکارانم صحبت می کنم راجع امکان ترقی و یا راجع به خبرهایی که بایستی تهیه شود.

ج) من خودم را مشابه یک مربی می بینم که به دیگران کمک می کند قدرت آنها را بدرستی بکار می گیرم و برای همه ی گروه انجام وظیفه باارزشی انجام می دهم . من ستایش و تمجید نمی کنم و از انتقاد هم خودداری می کنم من برای فکرهای خوب جایزه می دهم تغییرات و مشکلی وجود دارد برای آن تلاش می کنم این را همه می دانند که چه اتفاقی می افتد و در انتظار است .

2 معمولا" پشتیبانی شما چگونه مشاهده می شود ؟

الف ) من در ابتدا زمانی می گویم وقتی که یک کسی اشتباهی انجام داده است . وقتی که همکارم خوب کار انجام بدهد دلیلی برای پشتیبانی وجود ندارد . زیرا برای آن پرداخت می شود .

ب) من همیشه برای همکارانم بطور دقیق توضیح می دهم که چکونه یک تولید ویا کار را تصیح کنند )من به آنها آخرین مشخصات را می گویم که آنها برای انجام دادن کار چه دارند من این را بطور واضح و روشن دریک مسیر می فهمم.

ج) پشتیبانی من همیشه بایک بیان مثبت شروع می شود ( شما کار خوبی را انجام دادید ) بایستی مقداری بهتر شود من بطور دقیق توجه می کنم از کار انتقاد بکنم نه از انسان . بعلاوه دربقیه روز مثل قدیم از یکایک همکارانم پشتیبانی می کنم و یک بار در سال یک عمل با ارزش انجام می دهم .

3 چگونه شما برای یک شرایط کاری متناسب تلاش می کنید ؟

الف) من سعی می کنم به هیچ کس فریاد نکشم .

ب) من همیشه و دوباره از همکارانم سوال می کنم که چه کاری می توانم انجام بدهم تا جایی که امکان دارد آنها کار را به راحتی انجام بدهند اگثرا" من با تقاضا و شکایت آنها همبستگی و ناراحت نمی شوم . ولی بعدا" من سوال می کنم .

ج) من سعی می کنم همیشه دوستانه و خوشبینانه باشم اگر چنانچه من در بعضی اوقات آن احساس را نداشته باشم من خواستار روحیه اجتماعی هستم که درهر ماه روز( تمجید و ستایش) نامیده می شود و استرس کاری مرتب . من سراغ تمام خانوده ها – کودکان – حیوانات خانگی سر گرمی و طبیعتا"کارشان را می گیرم . من من به همکاران برای آن جرات می دهم که مترقی باشند و یکبارهم مقداری چیز جدیدی را آزمایش کنید .

4 چگونه به همکارهایتان کمک می کنید که یک رابطه منصفانه بین زندگی و کارشان را ایجاد کنند ؟

الف ) بنظرم که آنها زندگی شخصی شان را بدون کمک من می توانند انجام بدهند برای هر اتفاقی شماره تلفن بر روی تخته سیاه قابل دید است .

ب) وقتی همکاران من در مشکلات فرو رفته است به آنها می گویم که چگونه آنها نظر من را بایستی انجام بدهند و در کجا می توانند حامی پیدا کنند . بعلاوه بعدا" سوال می کنم که آیا آنها نصیحت مرا با جان و دل پذیرفتند بنابراین نشان بدهند و من هم از آنها متشکر میشوم .

ج) من سعی می کنم پیداکنم که کاری برای تمدد اعصاب آنها می توانم انجام بدهم ( برای مثال پیشنهاد می کنم که قسمتی از کار به کسی دیگر واگذار شود ).

5) در کارگروهی چکاری انجام می دهید و چه نیاز دارید؟

الف) من خودم را دخالت نمی دهم .

ب) من درخواست گزارش روزانه از تمام اعضای گروه می کنم بخاطر پدید آمدن مشکلات آنها را در نطفه خفه میکنم . بعلاوه من در تمام گروه متینگی حضور دارم .

ج) من سعی می کنم که به آنها ابزارآلات لازم و وسیله های مورد نیاز را در اختیار آنها قرار بدهم و تمام احتیاجات متناسب را جمع و جور کنم ( که با آن من خودم را نباید بخاطر هر چیز کوچکی دلواپس بکنم ) .

بعلاوه من سعی می کنم احساس و کار آنها را بهتر بفهمم یک ویا دوبار در سال تمرین گروهی برای اتفاق نظر تشکیل می دهم تا توانایی آنها عمیق تر بشود .

6 چه رفتاری انجام می دهید وقتی که متوجه می شوید دو تا از همکاران شما باهم نمی توانند کار بکنند ؟

الف ) من در ابتدا صبر می کنم یا آنها موفق میشوند که با هم کتک کاری بکنند و یا اینکه یکی از آنها را اخراج میکنم .

ب) من با هر دوی آنها می نشینم و برایشان موضوع را روشن می کنم که من از آنها یک رفتار خوب و شخصیتی از آنها انتظار دارم وقتی که آنها عمل ناشایس و ناهنجار انجام بدهند بطور جدی و ناجور تهدید می کنم .

ج) در ابتدا با هر دو صحبت می کنم و قدم بعدی به این ربط دارد که مشکل از کجا است و هدف بالای من در این شرایط اینگونه است که فضارا از تنش خارج کنم بدون اینکه یکی از همکاران با ارزش را از دست بدهم ویا اینکه به بقیه کارم زیان برسانم .

7 شرکت شما بطور ناگهانی ازطرف یک کارخانه خریداری بزرگ خریداری شده و چیزی که طبیعی است از بین رفتن محل کار و کسی نمی داند که چه بر سرش خواهد آمد و همکاران شما ترسیده و دودل هستند شما در این شرایط سخت چه کاری انجام می دهید ؟

الف) من اصلا" کاری انجام نمی دهم با لاخره سرم را به این طرف و آن طرف تکان می دهم .

ب) من به آنها قول مردانه می دهم که من برای تضمین کارشان دست به کاری می زنم چناچه من در حقیقت آنچنان نفوذی را ندارم که بتوانم مانع بشوم .

ج) من برای آنها در یک مشاوره روشن می کنم که با آنها هم درد هستم و خودم شخصا" نیز این کار ناراحتم من به آنها ضمانت می دهم که خیلی زود بعد از گذشت ماجرا آنها را با خبر بکنم و چنانچه آنها نگرانی دارند می توانند در هر ساعت نزد من بیایند و از آنها از بابت کارشان در سال گذشته متشکر هستم و برای آنها بطور روشن و واضح توضیح می دهم که ما با هم می توانیم از این بحران بیرون بیایم .

8 یکی از همکاران زن شما هرروز نیم ساعت تاخیر دارد و روزهای جمع نیم ساعت زودتر می رود . حداقل دوبار در روز صحبت شخصی با شوهرش می کند و آن طور بلند صحبت میکند که در دفتر کار همه میشنوند دربعضی اوقات در قرار ملاقاتها حضور ندارد کار جداگانه زیاد برای همکارانش چه معنی دارد برای چه از او شکایت می کنند شما با این مشکل چگونه برخورد می کنید ؟
الف) من بخشی از ساعت کاری او و صحبت تلفنی اورا از شرکتم کپی می کنم و روی میز کارش قرار می دهم تا از تاخیر و قرار ملاقات خودداری کند از همکارانش خواهش می کنم برای رجوع به پروژ ه در آینده یک هفته بیشتر برنامه ریزی کنند.

ب) من قبل از هر چیز علت نا مرتب بودنش را درخواست می کنم و بعد جای او را به محل کاری دیگری تغییر می دهم به این دلیل وقتی که از دفتر کارم بیرون میروم بتوانم آن را مشاهده کنم . اینطوری دریافت می کنم که با چه کسی او تلفنی صحبت می کند . وقتی که او یکبار دیگر دیر بیاید اورا من با اخرج تهدید می کنم.

ج) من به او بطور جداگانه توضیح می دهم که تمایل دارم راجع رفتار بد و رنج آورش صحبت بکنم اولین حرفم راجع حضور نداشتنش در قرار ملاقات و تحویل ندادن بموقع وظایف که به همکارانش که از این بابت به آنها فشار وارد میشود. من سعی می کنم که با او بطور مشترکت راه حلی پیدا کنیم که علت اصلی از کجا است و به برای ساختن یک برنامه ریزی کمک می کنم تا بتواند ازین کارش اجتناب کند . و در آخر هم توضیح می دهم که سیاست شرکت درباره زمان کاری و صحبت شخصی چه می گوید . و از او تقاضا می کنم که رفتار متناسب داشته باشد .

9- دونفر از عضو گروه شما در مرخصی هستند و یکی از آنها برای مدت زیادی است که مریض است بقیه گروه با قدرت تمام کوشش می کنند که کار اظافه را به اتمام برسانند اما اینطوری رفته رفته در ابتدا در آنها نشانه های کوفتگی نمایان میشود و دقیقا" یک پروژ ه بزرگی روی میز شما قرار می گیرد که بموقع بایستی آن را تمام کنید و دقیقا" می دانید که به محدوده شخصی آنها برخورد می کند شما چگونه عکس العمل نشان می دهید ؟

الف ) من چند روزی را مرخصی میگیرم تا از یک مغز خوب برخوردار بشوم .
ب) من همکارانم را برای آن آماده می کنم که ساعات سختی برای آنها پیش آمده است و برای آنها جایزه مخصوصی در نظر می گیرم . تا هر زمانی که پروژه خاتمه یابد .

ج) من از همکاران از هر کدام جدا سوال می کنم تا چقدر حد توانایی او در این موقع است. وقتی که در پروژه موفق نشویم برای انجام ادمه پروژه در زمان کاری یک مشاور می آورم تا از فشار روحی همکارانم بگاهد .

10 به عقیده من یک مدیر می تواند همکارانش را با انگیزه کند . در آن او
الف ) به آنها دستور ندهد و از بالا هم به پایین رفتار نکند.

ب) تمام حرکت شرکت را زیر نظربگیرد و تمام جزئیات اطلاع رسانی کند .
ج) بطور واقعی شیفته کار وهمکارنش باشد و به آنها ببالد .


راه حل مساله


چنا نچه شما بیشتر جواب ج × زدید شما در کل در صحنه هستید که برای همکارانتان ایجاد انگیزه بکنید شما روشهای موثر و انعطاف پذیری را قرار می دهید .

اگر شما بیشتر با ب جواب دادید شمارا می توان یک مدیر با ذوق و شوق عنوان کرد . شما بهترین را می دهید تا همکارانتان با انگیزه شوند ولی در بعضی از مسایل بد قولی می کنید به آنها قول می دهید ولی آنها را نمی توانید انجام بدهید شاید شما دقیقا" نمی دانید که انگیزه چه است و چگونه بایستی عمل کرد .

شما فقط به گزینه الف جواب دادید ؟ شما بیشتر یک شخص منفی هستید و شاید هم این احساس را دارید که نمی توانید کاری بکنید که در همکارهایتان انگیزه ایجاد کنید . شما بر این عقیده هستید که انگیزه خودش نمو میکند ولی این عقیده شما از درون یک اشتباه است .


قوی کردن انگیزه درونی


نظم دادن به هدف روشن : کدام اهداف را دقیقا" در اولویت قرار می دهید ، برآورد کنید ، ارزش آن را بشناسید، از نو بسازید

حس کنجکاوی را بیدار کنید برای مطا لب معلوم .

مفاد را شناسایی کنید : برای چه من چیزی را یاد می گیرم .

وصل کردن علاقه: یکی کردن رشته ای که دوست نداری توسط رشته ای که دوست داری .

تا آخرین آرزو به دنبالش بروی : باقی مانده را به پایان برسانی تا باآن همه تمام شود.


قوی کردن انگیزه بیرونی

جایزه بگذارید : برای مثال ، سینما ، اگر دو قسمت فصل( از کتابها ) را یاد گرفتید .

برای تنوع دادن و استراحت دادن به فکر جایزه کسب کنید : برای مثال تلفن زدن ، بعد از اینکه من یاد گرفتم .

انگیزه رقابتی را از کار بی اندازید : برای مثال قصد یادگیری ، وقتی که دوستان به سینما می روند .

3- قوی کردن انگیزه اجتمایی

یادگیری در گروه یادگیری : تماس ، طبقه بندی کردن گروه ،مسابقه و سبک کردن فشارگروهی استراتژی یادگیری .

4 استراتژی انگیزه

انگیزه طولانی مدت را به انگیزه کوتاه مدت تبدیل کنید : برای مثال برای خودتان روشن کنید که در امتحان احمقانه بایستی موفق بشوم که بعدا" بتوانم شغل جالب را بدست بیاورم .

دسته بندی کردن انگیزه : برای مثال با دوستان به سینما بروید وقتی که درکار روزانه موفق شدم .

افق های متفاوت . برای خودتان هدفهای بلند ، میانی ، کوتاه ، را قرار بدهید
هدف بلند مدت . در اینجا از از خودتان شرایط بی طرفی را سوال کنید برای مثال : چرا من تحصیل دانشگاهی میکنم؟ به چه چیز می خواهم برسم ؟ تا چه وقت من می خوهم تحصیلات عالیه یا قسمت بزرگی از آن را به اتمام برسانم ؟ چگونه من تحصیلات عالیه را تقسیم بندی می کنم برای مثال ( تحصیلات پایه ، تحصیلات اصلی ، کار عملی ، اقامت خارج )؟

هد فهای میانی . من در سال تحصیلات عالیه هستم واز خودم سوال می کنم برای مثال به چه چیزی می خواهم

برسم؟ چه چیز ی را من می خواهم و تا چه وقت به اتمام میرسانم ؟ چه چیزی می خواهم که خوب در امتحان قبول بشوم؟

هد فهای بلند و میان مدت را فقط قرار ندهید بلکه در ابتدا از مسیر از با هدف کوتاه مدت کار بکنید تا بتوانید شناخت کامل بر هدفها را داشته باشید . شما تنها یک هفته و چند روز برای ترم و تعطیلات ترم وقت دارید. شما از خودتان در شرایط بی طرف سوال کنید : کدام قسمت گام را من می خواهم و تا به کی به اتمام می رسد ؟

کدام کار من می خواهم و تا به کی تمام می شود ؟ چه مدتی من می خواهم که این مقدار کار را انجام بدهم ؟ با چه کسی من می خواهم با آن کار بکنم ؟ چطور من می خواهم به خوبی به اتمام برسانم ؟

هدفهای کوتاه مدت بایستی قطعی و حساب شده و مناسب زمان باشد . شما از خودتان سوال کنید : چه چیز ، چه وقت، چه مدت ، چه خوب ، با چه کسی ؟ من چگونه به تدریج به جلو می روم که بتوانم به هدفم برسم ؟
مرا در حقیقت قد م اول یا هدف میانی به هدف نزدیک می کند ؟ کدام مشکلاتی در راه هدف میتوانستند پیدا شود ؟

رسیدن به هدف را کنترل کنید شما فقط هدف را قرار ندهید بلکه آن را شما نگه دارید و زیر نظر داشته و آن را کنترل کنید . آیا شما به آن میرسید بویژه در تمام هدف مدت میانی و کوتاه. اگر شما به یک هدف نرسیدید از خودتان سوال کنید ک چرا من به آن نرسیدم ؟ چه چیز در بیرون دنبال می کند ؟ چه کاری من برضد آن انجام بدهم ؟

از خودتان همچنین سوال بکنید چرا من به یک هدف رسیدم و در آینده هم می خواهم دوباره آن را انجام بدهم .
برای رسیدن به نتیجه موفق انگیزه :

1 تمرکز به موفقیت داشتن – نه ناکامی .2 خاتمه دادن به دلگرمی توسط دیگران . 3 به خودتان پاداش بدهید و از موفقیت لذت ببرید ولی افراط در مقدار پاداش نکنید این خود می تواند ناخوشایند و منفی باشد .

4 شما از دیگران سوال بکنید که چگونه آنها به نتیجه موفقیت نایل شدند و فکر کنید خودتان آیا شبیه آن را شما انجام داید .
با مثبت فکر کردن و عمل کردن می توان به هدف رسید و برای کار انگیزه ایجاد کرد .

mehdi21 آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
روان شناسی, روانشناسی, روانشناسی سازمانی, روانشناسی صنعتی, روانشناسی صنعتی و سازمانی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است